سحر خیز مدینه کی می آیی؟ هدیه به امام مهدی عج
حج يعنى پا نهادن در مخاطره اى بزرگ يعنى به پيكار رفتن با آلايش ها , يعنى كندن از ظواهر يعنى رجوع به درون … .
همه زينت ها و زيورها را دور مىريزى و خودت را پنهان مى كنى ميان معصوميت احرام . اينجا بايد پايان همه تباهى ها باشد و ابتداى زيبايى ها . اينجا بايد سكوى پرواز به ملكوت باشد و فرودگاه عادات خاك !
و همه اينها مگر بدون زانو زدن در پيشگاه حجت خدا تحقق مى يابد ؟ حجى كه حال وهواى او را نداشته باشد حج جاهلى است .
وقتى اين جامه به بر مى كنى انگار بال در آورده اى , مى خواهى تا دوباره به دام نيفتاده اى هر طور شده خودت را به او برسانى و بگويى چقدر دوستش دارى ! بگويى كارى كند تو هميشه مُحرم ميقاتش باشى و محرم ميعادش . عشق را با او وعده كنى و اشتياق را معاهده بندى .
مطمئنى به گفته نايب او كه سوگند خورده او هر سال به حج مشرف مىشود و مردمان رؤيتش مى كنند . " اما يرونه و لايعرفونه " ولى با همين يك حرف ماتم گرفته اى كه او مرئى باشد اما ناشناس ! و تويى كه همه اين سفر را به خاطر او آمده اى و از شناساييش محروم بمانى … .
اگر به طواف مى روى به گرد وجود او مى گردى و اگر حجر را مى بوسى زبان حال توست براى لحظه ديدار .
و عرفات وادى دلسوختگان آفتاب وجودش كه اينجا و آنجايش را پرپر مى زنى
" وتمام الحج لقاء الامام " ( كافى ج/ 1)
و خوشا به حالت اگر لقاء او را دريابى كه دُر يافته اى .
مسجد جمكران
در فراسوى اين ديار در نزديكى شهر قم مسجدى است كه به دستور امام زمان و توسط حسن بن مثله جمكرانى ساخته شده است و او ما را به سوى خود فرا مىخواند و مى گويد كه اينجا را گرامى داريد كه زمين شريفى است . خداوند آن را از ساير زمين ها برگزيده و به آن امتياز داده است .
هر روز كه اين تن خرد و خسته را به دوش مىكشى و به كوچه و بازارمى برى, وقتى باز مى گردى انبوهى از دود آلودگي به سر و صورتت نشسته . نمى دانى اين دردها را كجا معالجه كنى و كدام طبيب دارويى به تو مى دهد كه به دردت بخورد ! اين بي نشاني او تو را فرسوده است . تنها او درد آشناى توست و نه هيچكس ديگر !
اما تو مى خواهى به كجا بروى و حرف هايت را بزنى؟ كدام در است كه نيمه شب به رويت گشوده شود و تو را مزاحم نداند ؟
من راهش را بلدم او در بيابانى برايت معبدى ساخته تا دستان نرمش را دور از دسترس ندانى و براى نجوا با او سرگردان نشوى … اياك نعبد و اياك نستعين و اگر جز خدا و وليش به استعانت ديگرى مطمئن باشى محكومى به شكست .
قصه كمان قامتى را بايد در حريم غريم گفت , غريمى كه غرامت ديده است از رنجهاى سابقه دار !
سيمرغ تو بر قله قاف نيست , همين نزديكى هاست ! به آسمان ها نرفته فقط نشانى آشيانش معلوم نيست ! پس او را بخوان به گفتگوى خودمانى , اكنون كه در معبد موعوديانى !
وادى السلام
قبرستانى در شهر نجف اشرف , محل آمد وشد ارواح پاكان و عرش نشينان . وجود قبر دو پيامبر هود و صالح گواهى بر قدمت آن دارد .
اينجا گورستان نيست, نورستان است. نورستانى كه استغاثه افروخته ! و تو اگر درمانده اى
مقام او خوش مكانى است . براى عرض حال ناخوشت , براى گفتن اينكه داغان شده اى , خردشده اى, پوسيده اى ! براى او غربت او ناليدن , براى شكايت اينكه از نارفيقان عقب مانده اى و دلت پر مىزند براى يك قطره شفقت فراموش شده ! اينجا جاى ابراز اين زخم هاست ! در اين دادگاه است كه بايد از قاضى الحاجات تقاضا كنى همه اين خلاء ها را برايت پر نمايد ! همه را نثار قدومش كنى . كه در اينجا مقامى است به نام او .
اينجا گورستان نيست , نورستان است و هرگز از او بعيد نيست يك شبه همه اين ليالى ظلمانى تو را منور كند… .
مسجد سهله
در آن منطقه بعد از مسجد كوفه, مسجدى است بلند مرتبه كه فضيلت دو ركعت نماز در آن برابر افزايش دو سال بر عمر گرانمايه است . نفخه صور از آنجاست و از اطراف آن مسجد هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت مى شوند . خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر اينكه در آن نماز گذارد و در آنجا سنگى است كه صورت هاي همه پيامبران در آن نقش بسته است . و هر كس كه در آنجا از خدا امان بخواهد خدا از آنچه كه مى ترسد در امانش مى دارد . شب و روزى نيست كه فرشتگان به زيارت آنجا نيايندو عبادت پروردگار ننمايند . آيا مى دانى كه اينجا وادى محبوب است .
چهل شب چهارشنبه رمزى است ميان او و دلشدگانش . بسيارند آنان كه با اين چله نشينى
او را بدست آورده اند و با اين بيتوته در دلباختگى بالاخره در آغوش او اطراق كرده اند.
وقتى آمد اينجا خانه او خواهد شد, خانه اى كه صحنش معبد خضر و ادريس و ابراهيم است و اندرونش مقام و مسجد او.
و اگر چه كف اين خانه ازخاك باشد و سنگى و زينتى زيورش نشده باشد ولى با همه سادگىاش آنقدر آسمانى است كه تو, با پرهنه مى كنى تا به اين زمين آشنا شود!
و چقدر مشتاقى كه رويش غلت بزنى و خاك خورده بيت او شوى قلبت را اينجا پهن كن و خواستى برگردى برش ندار ! شايد روزى فرش زير پاى او شود… .
و اينجا مسجد كوفه است. يكى از چهار مسجدى كه براى كسب فيض و بهره گيرى معنوى سزاوار است , به آنجا بار سفر بست و نماز مسافر را به شكسته يا تمام خواند. اينجا محل اقامه نماز پيامبران الهي است و نماز فريضه در آن با حج پذيرفته شده برابرى مى كند .
وتو به ياد فرق شكافته اميرالمومنين درمحراب به اميد ظهور فرزندش نماز را اقامه مي كنى .
و به ياد او در مصلاى عصر ظهورش دست به دعا بر مى دارى. گر چه هواى اين شهر بوى بى وفايى مى دهد , اما در گوشه گوشه اين مسجد مقاماتى است كه تو در كنار هر يك دو ركعت نماز مى گذارى و ياد يار را زمزمه مىكنى .اينجا مقام توبه آدم است , مصلاى ابراهيم است و… . محراب و محل نيايش على .
بر توست كه با زحمت خود را به اين مكان شريف برسانى و با سوز دل و حضور قلب در آن بنگرى, اذن دخول بگيرى و سلامش كنى چرا كه اينجا خانه سه امام بوده و محل راز و نياز , و آخرين ديدار كه او را پس پرده غيبت كشاند و ما را به فراق .
سكوت سرداب را بانگ دعايى شكسته است حاجتى به چراغ نيست, صدا,صداى آشناست.
او دارد براى من و توى بى خبر استغفار مى كند . ما او را به فراموشىكشانده ايم, اما او يادمان هست و در رعايت حال ما اهمال نمى كند . واى بر ما ! چگونه او همه اش حرص ما را مى خورد و ما بى خيال در تن پرورى خويش دفن شده ايم ؟! چگونه او ثواب صبوري اش را نثار ما مى كند, آن وقت ما جاى اينكه بارى از دوشش برداريم , دايم به غمهايش مى افزاييم ؟! چقدر از اهل سماوات به خاطر ما شرمگين شود؟ چقدر آستين به دهان بگيرد و آرام بگريد؟!
ازاين پله هاي صبورى پايين برو و همه ادبى را كه تاامروز ذخيره كرده اى ارزاني او كن!
همه مهرى را كه اندوخته اى رو نما و احساست را به زبان بياور .
"مولاى من اگر روزگار درخشان تو را دريابم و نشانه هاي آشكار تو را درك كنم , در ان حال بنده حلقه به گوشت خواهم بود و اميد دارم در پيش پاى تو جان دهم و رستگار شوم"
(زيارت امام عصر در سرداب)
سامرا
اينجا كجاست ؟ آرامش و راحتي را در زير پا هايت حس مي كني ؟ راه پر پيچ و خم تمام شد, سنگلاخ به پايان رسيد حتماً به مقصد رسيده اي , انتهاي راه اينجاست !
سامرا شهر امام زمان جايگاه ضريح مقدس عسگريين و آرامگاه امام هادي و امام حسن عسگري(ع) . مدفن سيد حكيمه خاتون دختر امام جواد(ع) و تنها شاهد ولادت امام مهدي و مدفن نرجس خاتون همسر گرامي امام حسن عسگري(ع) و مادر بزرگوار حضرت مهدي .
طلوع سامرا چه خواستني است! با اين ديار غريب نيستي. خود را انگار از اهل آن مي داني گويي وطن توست اينجا!
درست فهميده اي, اينجا سرزمين پدري توست و تويي كه خاك نشين يتيمي اويي, مي بيني كه آب و هواي اين شهر چقدر به تو مي سازد و چقدر تسليت مي دهد.
مي روي و از كوي و برزن ها مي گذري مي رسي به حرم و بر در سرسراي او. اينجا را ديگر يقين داري كه گذرگاه اوست و او به پدرش, مامش و عمه اش سرمي زند. او حتماً اينجا نفس كشيده است .
اين ديوارهاي غربت گرفته اين چلچراغ آويخته اين سر در رنگ و رو رفته همه و همه او را مي شناسد او را بارها ديده اند و به او سلام گفته اند .
هنگاميكه از روضه منور بيرون مي زني دست به ديوار مي كشي وگرد گرفتگيش را مي بيني . انگشت اشاره را قلم مي كني و بر ديوار براي ملك نقاله وصيتي مي نگاري :
مرهمي بر قلب صد چاكم كنيد گوشه اي در سامره خاكم كنيد
١) قرآن کریم :
« و ما اراده کرده ایم بر انانکه در روی زمین به ضعف و زبونی کشیده شده اند ، منت نهاده ، آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دادیم »
( قصص – ٥ )
٢) انجیل :
« کمرهای خود را بسته ، چراغهای خود را افروخته بدارید . و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند . تا هر وقت آید و در را بکوبد ، بی درنگ برای او باز کنند . خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ، ایشان را بیدار یابد ... پس شما نیز مستعّد باشید ، زیرا که در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید . »
( انجیل لوقا ، فصل 12 ، بندهای 35 و 36 . )
٣) تورات :
« ونهالی از تنه یسّی بیرون آمده ، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت ... مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد ... گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم . و طفل کوچک آنها را خواهد راند ... در تمامی کوه مقدس من ، ضرر و فسادی نخواهد کرد . زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد . »
( بنا به نوشته قاموس مقدّس صفحۀ 951 ، « یسّی » به معنی قوی ، نام پدر داوود است . ) و ( تورات ، اشیا نبّی ، فصل 11 بند های 1_10 )
٤) زبور :
« زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند ، وارث زمین خواهند شد ، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود . در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود . و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد ... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد »
( عهد عتیق ، کتاب مزامیر ، مزمور 37 بند های 9 _ 12 و 17 _ 18 )
٥) در منابع زرتشتیان :
سوشیانس « نجات دهندۀ بزرگ » دین را به جهان رواج دهد ، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد . ایزدان را از دست اهریمن نجات داده ، مردم جهان را همفکر و همگفتار و هم کردار گرداند . »
( جاماسب نامه ، صفحۀ 121 )
٦) در منابع هندوها :
« این مظهر و یشنو « مظهر دهم » در انقضای کلی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالی که شمشیر برهنۀ درخشانی به صورت ستارۀ دنباله داردر دست دارد ظاهر میشود و شریران را تماما هلاک میسازد و خلقت را از نو تجدید ، و پاکی را رجعت خواهد داد ... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد »
( اوپانیشاد ، صفحۀ 737 )

همه هست آرزويم كه ببينم از تورويي
چه زيان ترا كه منهم برسم به آرزويي
به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم
همه جا به هر زباني بود از توگفتگويي
به ره تو بس كه نالم زغم توبس كه مويم
شده ام زناله نالي، شده ام زمويه مويي
همه خوشدل اينكه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي
شود اينكه از ترحم دمي اي سحاب رحمت
من خشك لب هم آخر زتو تر كنم گلويي
بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت
سرخم مي سلامت شكند اگر سبويي
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي
نه به باغ ره دهندم كه گلي به كام پويم
نه دماغ اينكه از گل شنوم به كام بويي
نه وطن پرستي از من به وطن نموده يادی
نه زمن كسي به غربت بنموده جستجويي
هر يک به زباني صفت حمد او گويد... بلبل به غزلخواني و طوطي به ترانه
چنانچه در آيين زرتشت از او به نام "سوشيانت" يا "سوشيانس"(نجات دهنده بزرگ جهان) ودر ميان يهوديان به نام "ماشيع"(مهدي بزرگ) و در آيين هندي به نام "آواتارا" و در آيين بودايي به نام "بوداي پنجم" و در ميان برهماييان به نام "ويشنو" و در کتاب شاکموني از کتب مقدس دادتک برهماييان به نام "آخرين وصي ممتاطا"(محمد) و در کتاب پاتيکل به نام "راهنما"(هادي و مهدي) تعبير نموده اند و اهالي صربستان در انتظار "مارکوکراليويچ" و ساکنان جزاير انگلستان در اتنظار "آرتور" و ايرانيان باستان در انتظار "گرزاسپه" و يونانيان در انتظار "کالويبرگ" و اقوام اسکانديناوي در انتظار "اودين" و اقوام اروپاي مرکزي در انتظار "بوخص" و اقوام آمريکاي لاتين در انتظار "کوتزلکوتل" و چيني ها در انتظار "کرشنا" به سر مي برند.![]()